در دوره سلسلههای وی، جین، و سلسلههای جنوبی و شمالی، جاده ابریشم به طور مداوم توسعه یافت، از جمله جاده ابریشم شمال غربی (که به نام جاده ابریشم واحه یا جاده ابریشم صحرا نیز شناخته میشود)، جاده ابریشم جنوب غربی و جاده ابریشم دریایی. این دوره با دوره انتقالی از سلسله هان به سلسلههای سوی و تانگ، توسعه بیشتر جاده ابریشم دریایی، و تبادلات مکرر بین رژیمهای شمالی و جنوبی و مناطق غربی مشخص میشود [27].
در سال اول تایآن (455) امپراتور ونچنگ از وی شمالی، پس از یک وقفه طولانی در تماسهای مستقیم، ایران با سلسله وی شمالی که شمال چین را متحد کرده بود، تماس مستقیم برقرار کرد. از این زمان تا سال سوم ژنگگوانگ (522)، کتاب وی ده مأموریت ایرانی را ثبت میکند، پنج مأموریت اول احتمالاً به پینگچنگ (اکنون داتونگ، شانشی)، پایتخت وی شمالی، و پنج مأموریت آخر به لوئویانگ پس از انتقال پایتخت در سال 493، آوردن صنعت شیشه به چین. [28]
در سال اول لاکپشت الهی (518)، سونگ یون و راهب بودایی هویسنگ از لوئویانگ به مأموریتی به مناطق غربی در امتداد جاده ابریشم برای پرستش متون بودایی رفتند. در سال سوم ژنگگوانگ (522)، سونگ یون و هویسنگ از هند به لوئویانگ بازگشتند و 170 کلاسیک ماهایانا را به ارمغان آوردند که فرهنگ بودایی چین را غنی کرد.
فرستادگان ایرانی نیز جاده ابریشم را بیشتر به سمت سلسلههای جنوبی دنبال کردند. در سال دوم داتونگ میانه (530)، ایران فرستادهای را برای ارائه آثار دندان فرستاد. در اوت سال پنجم (533)، او فرستادهای را اعزام کرد و کالاهای خود را عرضه کرد. در آوریل سال اول داتونگ (535)، یک پیشکش دیگر انجام شد. عبور ایران به سلسلههای جنوبی منجر شد که از مناطق غربی به ییژو (سیچوان) رفتند، سپس از رودخانه یانگ تسه به جیانکانگ (نانجینگ امروزی) رفتند.